محمدتقى نورى
355
اشرف التواريخ ( فارسي )
يافته ، جمعى كثير و جمّى غفير از طرفين علف شمشير و هدف ناوك تير گرديدند . در آن داورى پيادگان عرب از راه « 1 » حميّت مجاهدانه كوشيده مردانگىها نمودند و حملات متواترهء صفوف روسيه را به ضرب گلولهء آتشبار متلاشى ساختند و ليكن از شرارهريزى توپ اژدردم « 2 » كارى از پيش نرفته پس آمدند و بولينوك همهروزه جنگكنان و توپافكنان غازيان قزلباش را از پيش برداشته ، خود را به قلعهء شوشى افكنده ، محصورين را از تنگناى محاصره نجات داده ، در مقابل نايب السّلطنه مترصد كارزار و مستشمر رزم و پيكار گشت . ( 167 ) در اوانى كه مواكب جهانگشاى پادشاهى در چمن سلطانيه به سير و شكار مشغولى داشتند ، كوايف اخبارات و حقايق « 3 » محاربات قرع سمع همايون اعلى شد . « 4 » خاقان كشورگير و قاآن آسمان سرير حسين خان سردار كه در آن روزها به تازگى از خراسان شرفاندوز ركاب خسرو گيتىستان شده بود ، او با برادرش حسن خان قوللر آقاسى و اسمعيل بيك دامغانى را با معادل هشت ده هزار از اجناد ظفر بنياد سواره و پياده ركاب را مأمور به معاونت نايب السّلطنه فرمودند . « 5 » مأمورين حسب الحكم قضا تمكين به موكب نايب السّلطنه پيوسته مكررا بانى مبانى شورش و نزاع گرديده عرصه را بر روسيه تنگ نمودند . چون تسخير شوشى متعسّر و انهزام روسيه نيز متعذّر بود ، لهذا فيما بين حسب التّمناى سردار روس بنا را به امهال گذاشته ، مشروط بر اينكه چنانچه از جانب پادشاه روس بعد از چهار ماه ديگر « 6 » لشكرى مأمور شدند ، آنوقت تابع حكم جديديم ، « 7 » و الّا به « 8 » ركاب پادشاه اسلام كمر خدمتگزارى را مىبنديم و يا اينكه اجازت حاصل نموده ( 142 ب ) بىمنازعه به طرف مكايد خواهيم رفت و به اين عهود و شروط قرار معاهده سمت استحكام پذيرفته ، موكب نايب السّلطنه عطف عنان به ولايت تبريز فرمودند . چون مصطفى خان شيروانى تا آنزمان شرفياب ركاب نشده ، آشتىگونه با عظماى دولت نايب السّلطنه داشته ، به پيشكشهاى جزئى سر اركان دولت را بسته ، درآمدن به ركاب به
--> ( 1 ) . مج : بنابر . ( 2 ) . مج : اژدر دهن . ( 3 ) . مج : و وقوع . ( 4 ) . مج : گشت . ( 5 ) . مج : فرمودهاند . ( 6 ) . مج : ديگرى . ( 7 ) . مج : جديدهايم . ( 8 ) . مج : يا به .